• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    نمایش پیکها: از 1 به 3 از 3

    جُستار: حکمت پارسی

    1. #1
      سخنور یکم
      Points: 12,878, Level: 74
      Level completed: 7%, Points required for next Level: 372
      Overall activity: 99.8%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      انفجار!!!
       
      Empty
       
      Rationalist آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Aug 2012
      ماندگاه
      اتاق قرمزم!
      نوشته ها
      626
      جُستارها
      16
      امتیازها
      12,878
      رنک
      74
      Post Thanks / Like
      سپاس
      583
      از ایشان 1,195 بار در 508 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      13 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)

      حکمت پارسی

      جهان سربسر حکمت و عبرت است
      چرا بهره ٔ ما همه غفلت است .
      حکیم فردوسی



      هر فرد انسانی در بستر فرهنگ، جامعه، وراثت و آداب زیستن سرزمینی که در آن متولد شده است، خویشتن را می یابد و در میان جامعه و فرهنگ مردمانش جایگاه خود را پیدا می کند.
      بر این اساس، اینکه ما که هستیم، بخش مهمی از آن در سرزمین آباء و اجدادی و فرهنگ ما نهفته است.
      اما واضح است که در گرو رخدادها و اتفاقات گوناگون تاریخی، ملت ها و اقوامی چه بسا شکوفا و با فرهنگ ها و حکمت هایی ناب، دچار انحطاط شده و حتی حکمت و فرهنگ درخشان شان هم به دست فراموشی سپرده شوند.

      اما در مورد ایران زمین و آنهایی که خود را ایرانی می خوانند، این موضوع به شکلی بغرنج و تاسف بار قابل مشاهده است. چرا که اگر نگاهی گذرا به تاریخ ایران حتی در همین پانصد سال اخیر بیاندازیم؛ اوضاع فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی امروز، گویای انحطاطی ریشه دار است که نه به خاطر حمله ی اعراب یا اسلام آوردن ایرانیان و نه به واسطه ی حکومت دینی کنونی قابل توجیه نخواهد بود! با این وجود، کمتر کسی به طور گسترده و جامع به ریشه یابی انحطاط کنونی ایران و ایرانی پرداخته و در پی راهکارهایی واقع گرایانه و جامع جهت رهایی از این انحطاط بوده. هر گروهی از ایرانیان با دم دست ترین و چه بسا ساده ترین دستاویزها سعی در توجیه وضع کنونی داشته اند. بسیاری فریاد تمدن دو هزار و پانصد ساله سر می دهند و اسلام و حکومت دینی کنونی را عامل اوضاع خراب امروز! و افراد دین دار و دلزده از وضع موجود، چه بسا سوء استفاده و عدم اجرای درست و خالصانه ی دستورات دین را معضل کنونی جامعه ی ایرانی می دانند. و گروهی هم چه در داخل و چه ساکن در خارج از ایران، نومیدانه هویت، ملیت و حتی قومیت خود را هم انکار کرده و در تلاشند تا نسبت به این مساله خود را بی تفاوت نشان دهند.

      پس براستی دلایل و ریشه های انحطاط ایران امروز چیست؟ چرا تفاله ها و زباله های فرهنگ غربی اینچنین به راحتی میان ما پذیرفته شده و در معماری ساختمان ها و طرز لباس پوشیدن و رفتار و منش ایرانیان دیده می شود؟ و از سویی دیگر حاکمان و نهادهای قدرت و قشر وابسته به آنها، از فرهنگ غنی و دین الهی اسلام و مذهب شیعه و ولایت سخن می گویند؟ در حالیکه بسیاری از دیگر مسلمانان جهان، اسلام کنونی ایرانیان را لکه ای ننگ بر اسلام می دانند و چه بسا مسلمانی ایرانیان را توهینی به اسلام!!!
      چرا گذرنامه ی ایرانی و ملیت ایرانی اینچنین در جهان خوار و حقیر شده است؟ چرا ایرانی امروز این چنین بی رگ و بی تفاوت شده و دلخوش به انتخاب از میان بد و بدتر است؟

      معضل مهم دیگر اینجاست که روشنفکران و اساتید دانشگاهی و فلاسفه ی ایرانی، به جای یافتن مشکل در درون خود(سرزمین ایران و فرد ایرانی)، جریان های فکری/فلسفی غرب را از جوامعی
      دیگر با فرهنگ و جغرافیایی دیگر وارد ایران کرده و انتظار داشته اند تا جوابگوی مسایل و مشکلات جامعه ی ایران نیز باشد! چیزی که نتیجه قابل لمسش امروزه در شهری چون تهران در خیابان هایش قابل مشاهده است.
      پس آیا ایرانیان دچار خودگمگشتگی مزمنی نشده اند؟ چیزی که در طی رویدادهای تاریخی تا به امروز شکل و فرم های پیچیده تری به خود گرفته است؟

      در این جستار قصد دارم به طور گسترده تر و دقیق تر به این پرسش ها پرداخته و در این راستا در پژوهشی تاریخی به کیستی ایرانیان و چیستی فرهنگ و حکمت پارسی بپردازم.
      امید است که اگر کسی خود را ایرانی می داند و از وضع موجود، همچون من حیران شده، در این راستا با بیان دیدگاه هایی سودمند و رویکردی فلسفی/تاریخی به غنای این جستار یاری دهد.
      پرده ی آخر تراژدی من: انفجار

    2. یک کاربر برای این پست سودمند از Rationalist گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      iranbanoo (08-17-2017)

    3. #2
      سخنور یکم
      Points: 12,878, Level: 74
      Level completed: 7%, Points required for next Level: 372
      Overall activity: 99.8%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      انفجار!!!
       
      Empty
       
      Rationalist آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Aug 2012
      ماندگاه
      اتاق قرمزم!
      نوشته ها
      626
      جُستارها
      16
      امتیازها
      12,878
      رنک
      74
      Post Thanks / Like
      سپاس
      583
      از ایشان 1,195 بار در 508 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      13 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)

      رویکرد به تاریخ و روش بازشناختی ایران

      واضح است که جهت شناخت بسیاری از موضوعات و پدیده ها، ما پیشینه ی تاریخی آنها را مورد کنکاش قرار می دهیم. اما بنا بر دقت و هدف ما از شناخت تاریخی موضوع مورد نظر، برداشتمان از خود تاریخ، روش پژوهش تاریخی و یا تاریخ خوانی ما متفاوت خواهد بود. کسی ممکن است به عنوان یک تاریخ نگار، به اقتضای زمانه ی خویش و رویکرد فردی اش در بازتاب بی طرفانه یا غرض ورزانه نسبت به ثبت وقایع و رویکردی جهت ماندگاری آنچه می خواهد برای آیندگان ثبت شود، به تاریخ بپردازد.
      فردی دیگر به عنوان تاریخ شناس یا باستان شناس، در جهت عکس، به بازخوانی اثر تاریخ نگار می پردازد. ولی او نیز همچون تاریخ نگار، بنا به اوضاع زمانه و رویکرد و برداشت شخصی اش، خوانشی از تاریخ ارایه می دهد.

      اما اگر فرنود پرداختنمان به تاریخ، جهت کشف، فهم و شناخت تمدن، حکمت و دانایی در اقوام مختلف و در سرزمین های جغرافیایی مختلف باشد، رویکرمان به مقوله ی تاریخ و خوانش ما نیز از تاریخ بسیار اهمیت یافته و نقشی کلیدی جهت بازگشایی در شناخت و آگاهی از گذشته برای ما خواهد داشت. چرا که یک تاریخ نگارو یا تاریخ شناس، فهم و درک تمدن و دانایی های قوم مورد نظرش در درجه نخست نبوده و یا صرفا به روش خطی به مقوله ی تاریخ نگریسته است.
      پس با درنظر گرفتن هدف ما از مطالعه ی تاریخ، نیکوتر می نماید کمی بیشتر پیرامون خوانش های تاریخی و موارد اساسی لازم به توجه در پرداختن به تاریخ، به ویژه تاریخ ایران درنظرگرفته شود.

      ساده ترین و سرراست ترین رویکرد به تاریخ، خوانش آن به طور خطی و بر اساس نقل های مورخان و آثار باستانی و مکتوبات تاریخی می باشد. در این روش، به منشاء و زنجیره علل وقایع تاریخی توجه می شود.
      برای مثال جهت شناخت تاریخی قومیت ایرانی، سلسله های حکومتی در بستر گذر زمان و با درنظر گرفتن قدمت آثار باستانی و عتیقه های به جای مانده، در توالی زمانی مورد بررسی قرار می گیرند. حقایق تاریخی هم در کنکاش میان سخنان ناقلان تاریخ و بازنمایی های وقایع صورت می گیرند. بر فرض نمونه اگر گفته شده که هنگام حمله ی اعراب به ایران، رنگ آب رودخانه های ایران زمین از جوهر کتاب های ایرانی سیاه گشته و یا مغولان تا ماه ها با سوزاندن کتاب های ایرانیان آتش می افروخته اند، صحت این موارد به طور علمی و منطقی مورد بررسی و بازنمایی قرار می گیرند. پس در این رویکرد به تاریخ، مکتوبات و گزارش های ناقلان و تاریخ نگاران از اهمیت بسیاری برخوردار است. چنانچه تاریخ شناسی همچون طبری تاکید داشته که تاریخ یک مبحث عقلی نیست و فکر بشر در آن دخالتی ندارد. او در مقدمه ی تاریخ الرسل و الملوک می گوید:
      " آگاهی از حوادث اقوام گذشته و اخبار و رویدادهای جاری، برای کسانی که زمان آنها را درک نکرده یا خود ناظرشان نبوده اند، حاصل نمی شود مگر از راه اخبار مخبران یا نقل ناقلان. و مخبران و ناقلان نباید استنتاجات ذهنی و عقلی را در آن دخالت دهند. " (فلسفه تاریخ ابن خلدون، ص 174)

      از طرفی دیگر، بسیاری از تاریخ نگاران ایران مسلمان بوده و درستی وقایع و شرح های گذشته را بر اساس معیار شریعت و قرآن و حدیث می سنجیدند. با این شرایط تا چه اندازه می توان به درستی گزارش های تاریخی اعتماد کرد؟ آیا اساسا تاریخ نگاری ای که طبری بیان داشته به طور مستقل از شخص راوی و یا قابل درک در زمان خودش امکان پذیر است؟
      شاید بیهوده نبوده که ارسطو اصلا تاریخ را جزو دسته علوم قرار نداده است. چرا که از آن تصدیق کلی حاصل نشده و علل یک دسته از موضوعات را نمی تواند به طور کافی توضیح دهد.

      بنابراین ما چه طور می توانیم موضوعاتی بسیار اساسی و مهم همچون فرهنگ و تمدن و حکمت را در تاریخ ایران مورد بازشناسی درست قرار دهیم؟ آیا می بایست به همین روش خوانش از تاریخ رضایت داده و چنانچه در نوشتار نخستین بیان شد با همان نام کوروش و لوح سنگی و تمدن ایران باستان خودمان را تسلی خاطر دهیم؟ یا ریشه و قومیت خود را دستکم عملا انکار کنیم؟


      در نوشتار بعدی خوانش های متفاوتی از تاریخ را مورد بررسی قرار داده، و در ادامه پیرامون خوانشی که بر اساس آن، فهم و دستیابی به حقایق قومیت ایرانی ممکن خواهد شد را مورد بحث قرار می دهم.
      پرده ی آخر تراژدی من: انفجار

    4. #3
      سرنویسنده یکم
      Points: 20,573, Level: 90
      Level completed: 45%, Points required for next Level: 277
      Overall activity: 99.5%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      بدون وضعیت
       
      بی تفاوفت
       
      یه نفر آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Apr 2013
      نوشته ها
      1,272
      جُستارها
      21
      امتیازها
      20,573
      رنک
      90
      Post Thanks / Like
      سپاس
      185
      از ایشان 1,243 بار در 717 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      29 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      بنظرم بهتره اول تعریفی از فرهنگ داشته باشیم و بعد در مورد بی فرهنگی و انحطاط صحبت کنیم..
      فرودگاه ها بوسه های بیشتری از سالن عروسی به خود دیده اند و
      دیوارهای بیمارستان بیشتر از عبادتگاه ها دعا شنیده اند!



    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    جُستارهای همانند

    1. پاسخ: 72
      واپسین پیک: 10-26-2013, 02:02 PM

    کلیدواژگان این جُستار

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •